تبليغاتX
تا آزادي پلي تكنيكي ها... پژواك دانشجو
 

گرامي باد خاطره جانباختگان كشتار سال 1367

 

در اين سراي بي كسي , كسي به در نمي زند

به دشت پر ملال ما , پرنده پر نمي زند

 

يكي صداي آشنا , زمرگ سرخ لاله ها

به كوچه سارهاي شب , غمان به سر نمي زند

 

در اين زمان پر خطر شكوه عشق را نگر

كنار تپه هم يكي , دم از خطر نمي زند

 

مردادماه و اوايل شهريورماه يادآور كشتار خونين زندانيان سياسي بيدفاع و بيگناه توسط حكومت فاشيست مذهبي در سال 1367 است. هنوز پس از 19 سال داغ از دست دادن آنان كه فقط به اتهام دفاع از عقيده خود اعدام شدند براي همگان فراموشي ناپذير است.

 

ياران

بنا بر گزارشات سازمان هاي حقوق بشري  و بين المللي حكومت جمهوري اسلاي يكي از سياه ترين پرونده هاي دولت ها را در زمينه نقض حقوق بشر و برخورد با فعالين و زندانيان سياسي را دارا مي باشد و صدور احكام سنگين و مجازات هاي قرون وسطايي از جمله صدور حكم اعدام براي نوجوانان زير 18 سال و سنگسار در زمره ي اين برخوردها مي باشد. متاسفانه اين روزها همچنان شاهد آن هستيم كه بساط اعدام و مجازات هاي خياباني در كشور ما افزايش يافته و دولت ” مهرورز” احمدي نژاد ! خود بي شرمانه از اينگونه مجازات حمايت مي كند.

 

هم وطنان

هر ساله خانواده هاي اين قربانيان با وجود محدوديت ها و موانع متعدد ايجاد شده توسط حكومت مراسم يادبود عزيزان خود را در مزار خاوران برگزار مي كنند. امسال نيز همگي براي گراميداشت ياد اين عزيزان سر بدار  و همدردي و همدلي با خانواده هاي ايشان , ساعت 10 صبح روز جمعه 9 شهريور ماه در خاوران حضور بهم رسانده و ياد آنان را گرامي خواهيم داشت .

از تمامي دوستان , هم وطنان, مدافعان حقوق بشر , عدالت و انسانيت دعوت مي كنيم در اين روز با حضور خود در مراسم خاوران ياد اين جانباختگان را گرامي بداريم.

 

” زنده باد آزادي و دموكراسي ”

پژواك دانشجو

6 شهريور 1386

                                                                                                   

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 7 شهریور1386ساعت 11:16 AM توسط دانشجو |

به ياد كشته شدگان مرداد و شهريور 67

 

زاده شدن بر نيزه تاريك همچون ميلاد گشاده  زخم

صفر  يگانه فرصت را سراسر در سلسه پيمودن

در شعله خويش سوختن تا جرقه واپسين

بر شعله  خرمني كه در خاك  راهش يافتن  بردگان اين چنين

اين چنين سرخ لوند بر خار بوته خون شكفتن

وين چنين گردن فراز  برتازيانه زار تحقير گذشتن

و راه را تا وادي نفرت بريدن

آه از كه سخن ميگويي ما بي چرا زندگانيم

آنان به چرا مرگ خودآگاهان

 

مرداد و شهريور ناقوسي است عليه فراموشي و انديشيدن به اينكه چه بايد كرد تا كشورمان ديگر شاهد اين دست فجايع نباشد و تاريخ تكرار نگردد.

 مرداد و شهريور يادآور تلاش انسان هاي است كه در راه آزداي و دمكراسي به خاك افتادن تا مقصد  اين مسيرهمچنان تابناك و روشن باقي بماند.  

آري روز هاي كه فقط با يك سوال وجواب , ياران را به جوخه هاي مرگ مي سپردن 

اينك بعد 19 سال موج جديد اعدام در ملاعام با سالگرد كشتار زندانيان سياسي همزمان است, همچنان  سرکوب وحشيانه در ابعادي بسا شديدتر  از چند سال گذشته  ادامه دارد دستگيري روزنامه نگاران , كارگران, دانشجويان و معلمان معترض در سراسركشور , نهايتاً اعدامهاي خياباني در ملاء عام, داربستهاي اعدام ,گزمه هاي نقاب دار با طنابهاي مرگ و پيكر مردان و زناني  كه در  آسمان تبريز و تهران مشهد به اهتزاز در مي آيند .در ميان آنها سرهاي افراشته يي را ميبينيد كه طناب دار بر گردن دارند و لي با تمام چهره مي خندند

در گذر گاه دار مي خندي

نام تو چيست

كه حتي مرده ات

شايسته ترين است

 

 آنقدر اين فجايع زياد است كه بقول خبرگزاريهاي مختلف داخلي و خارجي طي چند سال اخير بي سابقه بوده است, دولت اقتدارگر در وحشت از گستردگي اعتراضات رو به افزايش مردم دست به اين نوع سركوب ميزند بلکه بتواند با ايجاد جو ترس براي از ميدان به  در كردن اكثريت مردم معترض كه كارد به استخوانشان رسيده, اوضاع را كمي در دست گيرد , دولت احمد نژاد در اين چند سال حكومتش, جز فقر و گرسنگي و سركوب وحشيانه ودستگيريها وشكنجه هاي خياباني, چيزي نصيبمان نكرده و نخواهد كرد  البته ما سالهاست كه طعم آزادي را نچشيده ايم  و سالهاست كه با دلهره و اضطراب سر بر بالين ميگذاريم  و براي فرداي خود و اطرافيان و تمامي مردممان  نگرانيم  كه تا پايان روز چه بر سرما خواهد آمد

 دولتي كه قرار بود نفت را بر سفره مردم بياورد, جزء فقر و ترس و شكنجه  و اشك مادران و كمر شكسته پدران  در شكنجه و اعدام عزيزانشان چيزي به ارمغان نياروده و نخواهد آورد.

ياران ناشناخته ام چون اختران سوخته

 چندان به خاك تيره  فرو ريختند سرد

كه گويي زمين براي هميشه شبي بي ستاره ماند

لاله اميني

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 7 شهریور1386ساعت 11:15 AM توسط دانشجو |

 

ترس و وحشت اقتدارگرايان  از فضاي مجازي

 

دولت  اقتدار گر , از اونجا كه خود رو كفيل همه ميدونه و معتقده كه همه مردم صغير هستن و نميفهمن بايد يكي باشه كه خوب و بد, رو به اونا ياد بده. بنابراين به خودش حق ميده كه دامنه ي تسلطش رو  هر روز گسترش بده. كشور و شهر و كوچه و خيابون كه جاي خود رو داره . حتي خصوصي ترين مسئله  زندگيمون هم از گزند دخالتهاي حضرات در امان نيست. از اونجا كه در قرن بيست و يكم به سر مي بريم و اين دولت اقتدارگر هم سمبل عوامفريبي است, بنابراين با تمام قوا  تلاش مي كنه تا اقدامات سركوبگرانه و مستبدانه اش رو با استفاده از كلمات محير العقولي مثل كنترل و بالا بردن امنيت اجتماعي و از اين جور حرفها, موجه جلوه بده و بعد هم با خيال راحت بتازه و هر كاري كه از دستش برمياد رو انجام بده.

در همين رابطه دادستان عمومي و انقلاب مشهد در جهت تسلط هرچه بيشتر دولت بر زندگي ما, از پيشرفتهاي علمي ناليده و گفته :

« به موازات پيشرفت علمي جوامع و نفوذ رايانه به همه ابعاد زندگي متأسفانه شاهد افزايش جرايم رايانه اي هستيم»

 البته منظور ايشان از جرم رايانهيي هم چيزي نيست جز ارتباط مردم , جوانان و دانشجويان با دنياي بيرون از زندان بزرگي, به اسم ايران كه از صدقه سري دولت اقتدارگر نصيبمون شده. اما اين دادستان محترم !!!!!!!!!در جايي ديگر نتونسته جلوي اوج ترس خودش رو از اين به اصطلاح فضاي مجازي بگيرد وفرموده !!!!!!

« فضاي مجازي فضايي نيست كه به راحتي در اختيار و كنترل ما باشد.»

از بيانات شيخ ما چه عجب!!!!!!!!!!! اينهمه سايت فيلتر كردن, اينهمه وبلاگ تعطيل كردن, اينهمه وبلاگر دستگيركردن باز هم از غير قابل كنترل بودن فضاي مجازي مي نالن !! اينا ديگه چه اشتهايي دارن

البته حق هم دارن. آخه در اون فضاي مجازي حقيقتي است كه با عث ميشه كه همه مون از دنياي بيرون با خبر شيم  و حقايق را ببينيم  و براي هدف مشتركي باهم متحد شيم  و ديگه حناي اين آقايان برامون رنگي نداره و براي اين اعتقادات قرون وسطايي آقايان تره هم خورد نميكنيم و با صداي بلند فرياد ميزنم ما احتياج به كفيل و وكيل نداريم و خودمون تشخيص ميدم كه چكاري بايد بكنيم و شما هم نميتونيد مانع ما بشين ما يك نفر نيستم ما جوانان ايراني هستيم كه ياد گرفتيم زير بار زور و ظلم نريم.

ما را به خير شما اميدي نيست لطفا شر نرسانيد ( البته كه جز شر از شما چيزي به ياد نداريم )

 

لاله اميني

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 7 شهریور1386ساعت 11:13 AM توسط دانشجو |

 

جنبش دانشجويي هرگز متوقف نمي شود

 

دكتر محمد ملكي، اولين رئيس دانشگاه تهران بعد از انقلاب، پيوسته همراه جنبش دانشجويي بوده است. با وي در مورد وضعيت جديد جنبش دانشجويي سخن گفته ايم. دکتر ملکي بر اين اعتقاد است که” جنبش دانشجويي مي تواند روزي در صحن دانشگاهها باشد و روز ديگر در كوچه پس كوچه هاي شهر و درون زندانها و….”متن اين مصاحبه را مي خوانيم.

جنبش دانشجوئي تجربه جديدي را از سر مي گذراند. شما وضعيت جديد اين جنبش را چطور ارزيابي مي کنيد؟

آرمانگرائي” و “نقادي” از ويژگيهاي اصلي واساس جنبش دانشجويي است. با بررسي جنبش هاي دانشجويي در ايران وجهان مي توان به اين نتيجه رسيد كه اين جنبش دانشجوئي در ايران، تجربه هاي زيادي را پشت سر گذاشته واوج و حضيض هاي زيادي را تجربه كرده است. اولين حركت دانشجويي كه منجر به دستگيري ۵۳ تن از دانشجويان و اساتيد در سال ۱۳۱۶ شد تا فشار هاي اخير ـ به ويژه دستگيري هاي گسترده ۱۸ تيرامسال و پيش وپس آن - ما را با اين حقيقت آشنا مي كند كه جنبش دانشجويي نه يك خط عمودي و نه يك خط افقي است بلكه منحني اي است كه بين اوج و حضيض حركت مي كند اما هرگز متوقف نمي شود. با تحليل و تحقيقي علمي مشخص خواهد شد كه حتي درسالهايي كه درب دانشگاه به روي دانشجويان بسته بود، جنبش وجود داشت. اين جنبش مي تواند روزي در صحن دانشگاهها باشد و روز ديگر در كوچه پس كوچه هاي شهر و درون زندانها و…. به حوادث بعد از بسته شدن دانشگاهها نگاهي بياندازيد. مگردر حوادثي نظير ۱۴ اسفند ۵۹ و ۳۰ خرداد ۶۰ و كشتار دسته جمعي سال ۶۷ در زندانها، دانشجويان نقش اصلي را بازي نمي كردند؟ يك تحقيق آماري ساده اين حقيقت را روشن مي كند كه آن حوادث زائيده آرمانگرائي و نقادي تعداد كثيري از دانشجوياني بود كه آرمانهاي خود را در همه جا فرياد مي كردند.

لذا آنچه شما آن را تجربه جديد مي خوانيد طبيعي و مرحله اي ازمراحل جنبش دانشجويي است. هر چه حكومت بر اعمال بنياد گرايانه خود در جهت ضعيف كردن دانشگاهها و جنبش دانشجويي مي افزايد، جنبش هم به سمت راديكال شدن حركت مي كند. به عقيده من عكس العمل دانشجويان متناسب با روش و منش صاحبان قدرت خواهد بود.

گفته ايد حاكميت براي زدودن عنوان ۱۸ تير و پاسداشت آن از صفحه اذهان و ـ حتي تاريخ ـ دانشجويان را دستگير كرده و بزودي آزاد مي كند. آزادي دانشجويان عملي شد اما آيا نظر حاكميت تامين شد؟

آنچه گفتم نتيجه تجربياتم بود. معتقدم كه هر وقت دولت ها از مردم احساس ترس كنند، بر سختگيريها نسبت به آنها ـ به ويژه دانشجويان ـ مي افزايند و سعي دارند هر حادثه اي را كه نشانگر وجود تضاد بين دانشجويان و حاكميت است، كمرنگ كنند مانند حادثه ۱۶ آذر ۳۲ در نظام سلطنتی و ۱۸ تير ۷۸ در نظام ولائي. هر چند هميشه نامؤفق و شكست خورده از اين نبرد بيرون آمده اند. دستگيري و آزادي اكثريت قريب باتفاق دانشجويان، با آن همه اتهامات و تبليغات تو خالي نشان داد كه حاكميت تا چه حد در موضع ضعف است وديديم نه تنها نظر حاكميت در حمله اخير به دانشجويان تامين نشد بلكه بيش از پيش بر رسوائي اين قبيل تلاشها در راستاي ترساندن دانشجويان افزوده شد.

بيشترين تلاش نظام در زمان بازداشت دانشجويان بر اعتراف گيري موسوم به تلويزيوني معطوف بود. با توجه به اينكه اين كار ـ از همه لحاظ - در افكار عمومي نخ نما شده است، فكر مي كنيد چرا در انجام آن پافشاري مي شود؟

نظام هاي فاشيستي و استالينيستي براي توجيه فشارها و دستگيري ها و استبداد خود، كه غالبا از ترس و ضعف شان ناشي مي شود، دست به اعمال زشت و جنون آميزي مي زنند كه بي ثمر بودن آنها نزد خودشان نيز به اثبات رسيده است. نظام ولائي هم از روزهاي نخست به قدرت رسيدنش، اين تجربه ناكام كه در نظام شاهنشاهي بارها آزموده شده بود را بكار گرفت و در دهه ۶۰ به اوج رساند. اما تحقيقات صدا و سيما نشان داد كه اعتراف گيري هاي اين چنيني و پخش آن اثرسوء بين مردم دارد. من خود شاهد برخورد يكي از مصاحبه شوندگان با نماينده دادستاني پس از پخش مصاحبه از تلويزيون در سال ۶۱ در اوين بوده ام. بنياد گرايان حاكم در يكي دو سال اخير باز اين شيوه نخ نما شده را بكار ميگيرند غافل از اينكه بر طبل بي آبروئي خود مي كوبند. اما اصرارشان در انجام اينكار به اين دليل است كه بازجويان مي خواهند به بالادستي هاي خود بگويند، ما موفق به اعتراف گيري شده ايم و آن را امتيازي براي خود تلقي مي کنند در حاليكه اعتراف گيري زير شكنجه، بهترين گواه شكست و ناكامي يك حكومت است. بنابراين نظام ولائي در شرايطي است كه از هر سو ناكامي هايش را مشاهده ميكند و خوب ميداند كه دستگيري ها وتشديد وضعيت استبدادي هر روز او را به سقوط نزديكتر مي کند.

جنبش دانشجويي در بند تا حدود زيادي تنها بود. يعني آنهايي كه از نردبان جنبش بالا رفته اند، كوشش بخصوصي از خود نشان ندادند. به نظر شما اين كم لطفي در حق سرمايه هاي اصلي اين مرز و بوم نيست ؟

در پاسخ به اين سئوال مي خواهم كمي به عقب برگردم. در مقاله اي كه در اوايل دوران به اصطلاح اصلاحات نوشتم، يادآور شدم كه با نگاهي سطحي به سابقه و اعمال كساني كه خود را اصلاح طلب معرفي مي كنند، ماهيت واقعي آنها را روشن مي کند.از دهه شصت تا دوره دوم رياست جمهوري هاشمي تمام كارهاي اطلاعاتي، امنيتي و اقتصادي توسط همين گروه انجام شده است. شما وقتي به سابقه اينها توجه كنيد، به اين يقين مي رسيد كه اين دسته اصلاح طلب نيستند. آنها از دانشجويان نردباني براي صعود خود ساختند و همين كه خرشان از پل رد شد، رهايشان كردند.

اين دسته، امروز نيز به فكر تباني با بنياد گرايان حاكم اند تا شايد از اين نمد در انتخابات آينده كلاهي نصيب شان شود. گروه مورد نظرنه تنها در حق دانشجويان جفا كردند بلكه با بعضي از همكاران و همفكران خود نيز بهتر از آن نمي كنند. خوشبختانه دانشجويان با هشياري حساب خود را از آنها جدا كرده واكنون نه تنها اصلاح طلبان كه كل نظام را نقد مي كنند.

در كنار دانشجويان، برخورد با مطبوعات و اهالي آن، فعالان كارگري و زن و حقوق بشري شدت گرفته كه البته ادامه دارد. در حال حاضر براي بعضي از روزنامه نگاران وثيقه هاي نجومي تعيين و عده اي از آنها به حبس هاي سنگين محكوم شده اند. آيا با اين روند مي توان پيش بيني كرد كه فضا مثل دهه ۶۰ شود ؟

نظامهاي استبدادي- ذاتا”- با هر جرياني كه به آگاه سازي مردم بپردازد مي ستيزند وسعي در نابودي يا نا كارآمد كردن آن دارند. اگر مي بينيم كه حاكميت به طرق مختلف و با پيشرفته ترين وسايل سعي در فشل كردن وسائل ارتباط جمعي كه در راه آگاهي مردم تلاش مي كنند از جمله ماهواره، سايت هاي خبري، روزنامه و خبرنگاران مستقل دارد، با اين هدف است كه مردم از واقعيت هاي ايران و جهان با خبر نشوند تا حكومت بتواند بر انديشه و عقل مردم تسط داشته باشد وآنگونه كه ميخواهد هدايت شان كند. آگاهي، دشمن نظامهاي فاشيستي است. اگر نظام ولائي با وجود در اختيار داشتن دهها وسيله ارتباط جمعي از قبيل راديو، تلويزيون، ماهواره وتعداد كثيري سايت و خبرگزاري وهمچنين روزنامه و نشريه و كتاب و… باز هم با تمام قوا از انتشار يك روزنامه و نشريه مستقل يا يك ايستگاه راديو، تلويزيون و ماهواره غير دولتي جلو گيري ميكند، به دليل ضعف و ترس و عدم اتكا به مردم است. حاكميت آنقدر از تشكل هاي مستقل مي هراسد كه از پا گرفتن يك سنديكاي كارگري، حقوق بشري يا تجمع صنفي، با تمام توان جلو گيري مي كند. اين اعمال دليلي ندارد جزدوري و جدائي حكومت از مردم. اما در مورد دهه ۶۰ - تنها- يادآور مي شوم كه شرايط داخلي و خارجي حكومت طوري است كه بيش از هر زمان از بوجود آوردن فضائي مانند دهه ۶۰ نگران است زيرا خوب مي داند امروز نه مردم، مردم دهه شصت اند و نه حكومت، حكومت آن سالهاست.

اين روند بر انتخابات آتي چه تاثيري خواهد گذاشت. بنظر شما جنبش دانشجويي بايد چه رويكردي به اين مقوله داشته باشد؟

مطمئنا دانشجويان نگاه هشيارانه اي به گردانندگان خيمه شب بازي اتنخابات خواهند داشت. در واقع جنبش دانشجويي كه هميشه پيشروي تحولات اجتماعي در ايران بوده است، بايد با آگاهي بخشيدن به مردم و اعلام پيش شرط هايي به سمت انتخابات برود. يكي ازمهمترين پيش شرط ها انجام رفراندوم آزاد زير نظر سازمانهاي بين المللي و حقوق بشري جهت تعيين تكليف نوع نظام آينده ايران است تا مردم ضمن مخالفت با هر نوع حمله و دخالت خارجي، خود سرنوشت شان را بدست گيرند و فردائي را كه در آن آزادي و عدالت براي همه گروهها، قوميت ها و مذاهب از هر جنس و طبقه فراهم باشد، رقم بزنند.اين رسالت جنبش دانشجويست، آگاه كردن مردم و هموار نمودن راه.

منبع: روزآنلاین

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1 شهریور1386ساعت 4:53 PM توسط دانشجو |