گفتگو با مادر ميثم لطفي،از دانشجويان بازداشتي 18تير 78در آستانه اعدام

ساعت يک بامداد در خانه شان را زد. پسر 25 ساله اش از خانه گريخت. پليس 17 گلوله به سمت او شليک کرد. 2 تير به پاهايش اصابت کرد. دايي 52 ساله اش را نيز از خانه بردند با کليه ها و معده ي بيمارش. مادر رد پسر را از "سوله کهريزک"، "زندان رجايي شهر" تا "زندان اوين" مي گيرد. تا اينکه به جاي پسر، نام فرزند را روي تخته نشان اش مي دهند:ميثم لطفي. نفر هفتم از ليست اوباش اعدامي. تا عكسهاي ميثم را آماده ارسال كنيم خبر اعدام به جرم محاربه با خدا پخش شد.گفت و گو با مادر اين اعدامي فردا، در حالي انجام شد که اين مادر هنوز هيچ ملاقات يا تماسي با فرزند خود نداشته و تنها اميد فعلي او رهايي برادر بيمار خود است. مي گويد از نجات فرزندش نااميد شده . هيچ خبرنگاري به صداي او گوش نداد، هيچ نهاد حقوق بشري حمايت اش نکرده و جالب تر از همه اينکه "ميثم لطفي" زنداني 18 تير بود و در سال 78 بيش از 6 ماه را در زندان اوين گذرانده است.بعد از مصاحبه: تا عكسهاي ميثم را آماده ارسال كنيم خبر اعدام به جرم محاربه با خدا پخش شد. تلاش مادر او براي رهايي فرزندش از طريق انجمن حمايت از حقوق زندانيان ادامه دارد. آخرين تماس ها از اوين خبر از انتقال فرزندش به بخش اعداميان مي داد. نامه او به شيرين عبادي هنوز پاسخي در پي نداشته ... شايد فردا نباشد...
پسر شما بيش از اين پرونده يا سابقه اي در ارتباط با آنچه "اوباشگري" مي گويند داشته؟
ميثم در واقعه 18 تير بازداشت شد. آن زمان 19 ساله بود. در همان زمان هم ما در وضعيتي مشابهي بوديم يعني کسي به ما نمي گفت که کجاست يا اتهام اش چيست. بعد از اينکه به زندان اوين منتقل شد تماس گرفت و گفت يک سال حکم زندان گرفته. 6 ماه در اوين بود و چون سابقه بازداشت نداشت بعد از 6 ماه آزاد شد. به خاطر انفرادي طولاني و شکنجه به شدت افسرده و عصبي بود. در اين مدت يکي دو بار در محل درگيري لفظي پيدا کرده بود ولي سابقه بازداشت يا سابقه کيفري نداشت.
چرا پليس به طرف ميثم شليک کرد؟
شبي که پليس خانه ما آمد برادرمن با همسرش مهمان بودند و اصلا کسي از اين برنامه هاي پليس خبري هم نداشت. پليس با فرياد و فحاشي وارد خانه ما شد و تا ميثم را ديدند چند نفر به طرف او حمله کردند.واقعا کسي نمي دانست که جريان از چه قرار است. نمي دانم چرا ميثم فرار کرد اما بعد از زندان هميشه از پليس مسلح وحشت داشت. تا وقتي او را دوباره بگيرند 17 گلوله شليک شد و من با شمارش هر کدام مي گفتم ديگر مرد. ولي فقط به پاهايش زده بودند. بعد هم که دستگير شد با همان وضع آوردند مقابل من و با دستهاي بسته کتک اش زدند و گذاشتند عکاس ها عکس بگيرند. از فردا عکس ميثم با چشم ترکيده اش از تلويزيون پخش مي شد.
نتيجه پيگيري هاي شما چه شد؟ آيا حکم قاضي مبني بر اعدام را ديده ايد؟
هيچ حکمي به ما نداده اند. فقط يک ليست روي ديوار شعبه امنيت زده بودند که يک ليست اعدام اراذل و اوباش بود و اسم ميثم هم هفتمين نفر بود. بعد از دستگيري برادر و پسرم چندبار مراجعه کردم. آخرين بار من را هم زدند که بيني ام شکست، همينطور دختر 13 ساله ام را به طرف در هل دادند و دستش به خاطر برخورد با شيشه 40 تا بخيه خورد. با اسناد پزشکي قانوني عليه پليس شکايت کردم و البته کسي هم جواب نداد.
از وضعيت برادرتان اطلاعي داريد؟
کلا به کسي جواب نمي دهند. تمام اين مدت هرروز 150-200 نفر از خانواده ها جمع مي شديم مقابل زندان رجايي شهر يا کهريزک تا جوابي بگيريم همه را با باتوم مي زدند و براي خود من سئوال بود که چرا حتي يک خبرنگار نيامد ببيند با ما چه مي کنند. به همه ما بعد از باتوم و فحاشي يک جواب مي دادند: برو، بعدا مي فهميد. همسر برادر من ايراني نيست و از اينکه هر روز بايد همان حرفهاي تکراري را بهش بگويم خسته شدم. برادرم هر دو کليه اش ناراحت است و زخم معده دارد. داروهايش را نبرده و مطمئنا الان در وضعيت مناسبي نيست.
قبلا اين سئوال را پرسيده ام، با اينهمه هنوز براي من جاي سئوال است که آيا فقط با استناد به يک پرونده که آن هم سياسي محسوب مي شود براي پسرتان حکم اعدام داد اند؟
آن زمان هم که ميثم را گرفتند گفتند در شب 18 تير لاستيک ماشين آتش زده. ولي اين حرف را در مورد همه دانشجوها مي زدند که اينها اوباش هستند. وکيل پسرم آقاي عبدالفتاح سلطاني بود و کاملا در جريان اين پرونده است. ميثم 55 روز در انفرادي بود. همان زمان زير شکنجه دچار پارگي فتق شد. بعد از اينکه از بيمارستان بقية الله سپاه به زندان منتقل شد با آستين پيراهن اش در سلول اقدام به خودکشي کرد ... به هر حال ميثم بعد از آن زندان هيچوقت مثل سابق نبود. ولي همانطور که گفتم فقط چند درگيري داشت که آن هم اصلا به کلانتري و ... نکشيد. حتي اگر اينطور مي شد موضوع دعوا بود. مرتکب قتل نشده بود که حکم اعدام بگيرد آن هم به اتهام اوباش گري.
خبرهايي درباره مرگ چند نفر از همين زندانيان در زندان ها شنيده ايم آيا شما خانواده اين افراد را ديده ايد و يا از شرايط نگهداري زندانيان طرح امنيت اجتماعي اطلاعي داريد.
تا آنجا که من ديدم 2 نفر در زندان رجايي شهر مردند. به خانوده هاي آنها گفته اند که اگر در اينباره جايي حرف بزنند آنها را هم مي برند. تا آنجا که من مي دانم وضعيت غذا و بهداشت اين زندان ها بدتر شده. اطلاع ديگري ندارم.
به آزادي ميثم اميدوار هستيد؟
با اين وضعيت اميدم را به زنده بودنش تقليل داده ام. فعلا آزادي مهم نيست. همه عمرش را در زندان بماند بهتر از اين است که بگويند اوباش بود و اعدام شد.منبع شهرزاد نيوز-86.05.03
مراسم ياد بود اکبر محمدي
آنانکه به جاي حل مسـأله صورت مسأله را پاک ميکنند چه گمان کرده اند
ایران ب ب ب: سال گذشته در چنین روزهایی زندابانان رژیم جمهوری اسلامی فرزند آزادیخواه ما ، اکبر محمدی را در زندان اوین بطرز مشکوکی بقتل رسانده و در این باره هیچ یک از مراجع قانونی جمهوری اسلامی تا کنون حاضر به پاسخ گویی به سؤالات ما نشده ا ند. اگر چه جسم زنده یاد اکبر محمدی از نزد ما برفت اما روح پایداری ، استقامت و آزادیخواهی او همواره در دل میلیون ها ایرانی جوان وآزاده سرشاراست.ما مقاوم تر از گذشته میرویم تا یاد و راه او را گرامی بداریم لذا بدین منظوربه اطلاع کلیه هم میهنان عزیز میرساند که مراسم بزرگداشت اولین سالگرد زنده یاد اکبر محمدی در ایران توسط خانواده محمدی در شهر آمل برگزار میشودشرکت شما در این مراسم قدر دانی از همه آنانی است که جان فدای رهایی ملت خویش از قید استبداد کرده اند.
زمان: ساعت 3 الی 6
روز: چهار شنبه ، دهم مرداد ماه
مکان: شهرستان آمل- خیابان امام رضا- جاده قدیم آمل به بابل- سرپیچ- روستای چنگ میان
0121-326 3398 تلفن تماس:
ظرفیت بند مخوف 209 زندان اوین تکمیل شد
در پی بازداشت های گسترده صورت گرفته در طی هفته های اخیر و عدم وجود فضای کافی برای نگهداری افراد بازداشتی در بند 209، 6 تن از زندانیان سیاسی به بند 350 زندان اوین انتقال یافته اند.اسامی این افراد به شرح زیر است:دکتر ابراهیم افشار، که به اتهام "جاسوسی هسته ای" از سوی شعبه 6 دادگاه انقلاب به 5 سال حبس محکوم شده است. وی به مدت 11 ماه در بند 209 به سر برد.محمد حسن فلاحیه، خبرنگار شبکه العالم به اتهام " ارتباط با خلف عرب" از سوی شعبه 6 دادگاه انقلاب به 3 سال حبس محکوم گردید. وی به مدت 8 ماه در بند 209 نگهداری شد.عباس جبلی به اتهام " جاسوسی برای عراق" از سوی شعبه 6 دادگاه انقلاب به 4 سال حبس محکوم گردیده است. وی که ساکن سوئد می باشد در پی مراجعت به ایران بازداشت و به مدت 7 ماه در بند 209 نگهداری شد.علی فرحبخش، روزنامه نگار زندانی به اتهام "ارتباط با بیگانگان" از سوی شعبه 6 دادگاه انقلاب به 3 سال حبس محکوم شده است. وی نیز به مدت 8 ماه در بند 209 نگهداری شد.گفتنی است دو زندانی سیاسی دیگر ازاعضای سازمان مجاهدین خلق می باشند.همچنین خبرهای رسیده حاکی است، تعدادی از افراد بازداشت شده در زمینه پرونده شهرام جزایری نیز به دلیل کمبود مکان به بند 241 زندان اوین انتقال یافته اند.هم اکنون 15 تن از دانشجویان عضو دفتر تحکیم وحدت و سازمان دانش آموختگان، به همراه تعداد زیادی از فعالین سیاسی- حقوق بشری در بند 209 نگهداری می شوند. کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر-86.05.05
دانشجویان بازداشت شده در 18 تیر از دانشگاه اخراج می شوند
عضو هیئت رییسه شورای تهران تحکیم گفت: وزارت علوم ماموریت یافته تا دانشجویان بازداشت شده در 18 تیر را از دانشگاه اخراج کند میلاد اسدی با اعلام این مطلب گفت: متاسفانه بعد از گذشت 16 روز از بازداشت دانشجویان و فعالان دانشجویی در 18 تیرماه ، وزیر علوم و مجموعه وزارت علوم ماموریت یافته اند تا سخنان سخنگوی قوه قضاییه مبنی بر غیر دانشجو بودن بازداشت شدگان را محقق سازند و از اینرو احتمالا در روزهای آینده هم شاهد تکذیبیه هایی از سایر دانشگاههای کشور مبنی بر غیر دانشجو بودن تعدادی از بازداشت شدگان خواهیم بود. اسدی با هشدار نسبت به این رویه گفت: چگونه است که بعد از گذشت 16 روز از اعلام اخبار بازداشتها ناگهان وزیر علوم و دانشکده محل تحصیل دو عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم محمد هاشمی و بهاره هدایت به خاطر می آورند که بازداشت شدگان دانشجو نیستند؟ وی گفت: آقای هاشمی و خانم هدایت از نظر قوانین دانشگاهی دانشجو محسوب می شوند اما مجموعه وزارت علوم ماموریت اخراج آنها را با یافتن بهانه های مختلف یافته است. میلاد اسدی با اشاره به اخراج مهدی امینی زاده و پیمان عارف، دانشجویان در حال تحصیل در مقطع فوق لیسانس با استناد به عدم صلاحیت توسط کمیسیون گزینش استاد و دانشجو گفت: 3 تن از بازداشت شدگان از جمله آقایان مهدی عربشاهی و علی وفقی دو عضو دیگر شورای مرکزی تحکیم و مجتبی بیات در مقطع کارشناسی ارشد مشغول به تحصیل هستند و ما از هم اکنون نسبت به محرومیت از تحصیل ایشان توسط وزارت علوم هشدار می دهیم.اسدی تاکید کرد: اگر این عملکرد وزارت علوم تکرار انقلاب فرهنگی نیست پس چه نام دیگری دارد؟ دانشگاههای کشور در حال حاضر به جای آنکه پیگیر وضعیت دانشجویان بازداشت شده خود باشند برای حذف انها از دانشگاه خود تلاش می کنند. اسدی با اشاره به سخنان وزیر علوم مبنی بر عنایت و پشتیبانی وزارت علوم از دانشجویان بازداشت شده دانشگاه امیرکبیر گفت: شکنجه و آزار و اذیتهای اعمال شده به این دانشجویان که در نامه خانواده های آنان به رییس قوه قضاییه افشا شد، ظاهرا بخشی از همین عنایات وزارت علوم به این دانشجویان بوده است. اسدی در پایان تصریح کرد: نحوه برخورد وزارت علوم با بازداشتهای دانشجویی به قدری تاسف بار است که هر ناظر بی طرفی هم به اشتیاق مسئولان این وزارتخانه برای برخورد و اخراج دانشجویان منتقد صحه می گذارد.
بی خبری از وضعیت ۶ فعال دربند دانشجویی پس از ۲ هفته اعتصاب غذا
خبرنامه امیرکبیر:در حالیکه نزدیک به دوهفته از آغاز اعتصاب غدای مجید توکلی، احمد قصابان، احسان منصوری، کیوان انصاری، ابوالفضل جهاندار و سعید درخشندی می گذرد، هیچ خبری از وضعیت سلامتی آنان در دست نیست و مسولان زندان از ارائه هرگونه خبری در این خصوص خودداری می کنند.این در حالیست که چند روز گذشته اخبار نگران کننده ای راجع به وضعیت وخیم سلامتی این فعلان دانشجویی منتشر شده بود.گفتنی است مجید توکلی ، احمد قصابان و احسان منصوری طی روزهای بازداشت خود توسط تیم امنیتی پرونده تحت شکنجه های قرون وسطایی برای اعتراف به گناه ناکرده قرار داشته اند که در آنها حتی از شلاق و کابل هم برای شکنجه استفاده شده بود.آنان در اعتراض به وضعیت نامشخص پرونده و عدم صدور وثیقه و قرار آزادی برای خود و نیز اعمال شکنجه و فشار برای اخذ اعتراف دست به اعتصاب غذا زده اند.همچنین دکتر کیوان انصاری، سعید درخشندی و ابوالفضل جهاندار که از یک سال پیش در بند ۲۰۹ اوین به سر می برند نیز در اعتراض به ادامه بازداشت خود در بند ۲۰۹ و عدم برگزاری دادگاه تجدید نظر و نیز اعتراض به ادامه بازداشت دانشجویان بازداشتی پلی تکنیک، دفتر تحکیم وحدت و سازمان ادوار تحکیم دست به اعتصاب غذا زده اند.
فشار بر دانشجويان بازداشتی برای گرفتن اعتراف»
خانواده مجيد توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری که ۸۲ روز است در زندان اوين در بازداشت هستند، می گويند اين زندانی ها، زير فشار شديدی برای «اعتراف کردن» قرار دارند. این درحالی است که روز چهارشنبه، غلامحسن محسنی اژه ای، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی در گفت و گو با خبرنگاران اعلام کرد که دانشجویان بازداشت شده، در زندان شکنجه نشده اند و هیچ برخورد خشنی با آنها صورت نگرفته است.اين سه دانشجو از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه امير کبير هستند که به اتهام چاپ مطالب موهن و توهين به مقدسات جمهوری اسلامی در نشريات دانشجويی امير کبير بازداشت شده اند. در حالی که اين دانشجويان و برخی فعالان دانشجويی ديگر معتقدند لوگوی اين نشريات جعل شده است و اين مطالب را مسوولان نشريات دانشجويی منتشر نکرده اند.بسياری از فعالان دانشجويی اين گونه برخوردها با دانشجويان دانشگاه امير کبير را نتيجه برخورد اعتراضی اين دانشجويان در بيستم آذر ماه سال گذشته هنگامی که محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری اسلامی ايران قدم به اين دانشگاه گذاشت، می دانند.منابع دانشجويی، خبر از اعمال فشار ماموران امنيتی جمهوری اسلامی به مجيد توکلی می دهند تا اين عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه امير کبير در مقابل دوربين های تلويزيون اعتراف کنند.برادر مجيد توکلی، در گفت و گو با راديو فردا از ملاقات پدرش با مجيد توکلی خبر می دهد و از وضعيت نامساعد جسمی وی ابراز نگرانی می کند. او می گويد: « وزير اطلاعات گفته است که دانشجويان شکنجه نشده اند. من می خواهم بدانم ايشان روی چه حسابی می گويند که اين دانشجويان شکنجه نشده اند. در حالی که پدر من از وقتی با برادرم ملاقات کرد، بيمار شده است.»برادر اين فعال دانشجويی در ادامه از آنچه پدرش از وضعيت مجيد توکلی برايش تعريف کرده می گويد و اضافه می کند که پدرش به دليل مشاهده وضعيت جسمی نامساعد برادرش بيمار شده است: « دلم می خواست پدرم را روزی که از تهران به شيراز بازگشت می ديديد. او اصلا باور نمی کرد که برادرم اينقدر تحت فشار و شکنجه باشد. آن طور که پدرم می گويد وضعيت مجيد واقعا وخيم است. احسان منصوری هم همينطور است. مادر او فقط گريه می کرد. حالت صورت برادرم خيلی وخيم بود. اعتصاب غذا هم کرده است، ضعيف شده است. اعتصاب غذای او به اين دليل است که بی گناه است و به زور می خواهند از آنها به دليل کاری که نکرده اند، اعتراف بگيرند. »او در ادامه می افزايد برادر وی به پدرش گفته که بيست و چهار ساعت از او بازجويی می کنند تا اعتراف کند که توهين به مقدسات جمهوری اسلامی را در نشريات دانشجويی چاپ کرده است.کبودی روی بدنش بوده است، زير چشم هايش سياه بوده، سرش شکسته است. ماموران پايشان را روی سر اين دانشجويان می گذارند، آن ها را مدت های طولانی سرپا نگاه می دارند. اين چيزهايی بوده که مسلم بوده و پدرم به چشم خود ديده استدر ادامه مجيد توکلی درباره آثار شکنجه بر روی بدن برادرش می گويد:« کبودی روی بدنش بوده است، زير چشم هايش سياه بوده، سرش شکسته است. ماموران پايشان را روی سر اين دانشجويان می گذارند، آن ها را مدت های طولانی سرپا نگاه می دارند. اين چيزهايی بوده که مسلم بوده و پدرم به چشم خود ديده است.»برادر مجيد توکلی در ادامه می گويد مقامات قضايی به نامه های متعدد خانواده های دانشجويان پاسخ نداده اند و می افزايد: « هنوز جوابی به ما داده نشده و ما تعداد زيادی نامه به مقامات و رييس قوه قضاييه نوشته ايم.هيچ کس تا کنون به ما جوابی نداده است. اکنون هم حدود دو هفته از اعتصاب غذای اين سه دانشجو می گذرد و ما نگران هستيم و بعيد می دانيم تا کنون زنده مانده باشد. زيرا آن طور که پدرم می گويد وضع برادرم خيلی وخيم بوده است.»برادر مجيد توکلی در ادامه به راديو فردا می گويد هيچ نشانه ای از عدالت و مهر ورزی محمود احمدی نژاد، شعاری که از سوی رييس جمهوری ايران تکرار می شود، تا کنون در برخورد با دانشجويان نديده است و می افزايد: « ما می خواهيم عدالت و مهر ورزی که اين همه در جامعه درباره آن صحبت می کنند و ظاهرا می گويند هست که ما تا کنون نديده ايم، درباره دانشجويان اعمال شود. مادر و پدرم به شدت نگران هستند اما همين يک ديدار که پدرم با برادرم داشت موجب شد مادرم پس از نزديک هشتاد روز يک شب گريه نکند. خانواده های ديگر هم همين وضعيت را دارند اما هيچ کس به داد ما نمی رسد.»برادر اين فعال دانشجويی همچنين از تهديد خانواده خود توسط نيروهای امنيتی می گويد:« تا ما صحبت می کنيم، سريع ما را تهديد می کنند. اکنون که من با شما صحبت می کنم، خطر تهديد دوباره برای خانواده من است.»برادر مجيد توکلی در گفت و گو با راديو فردا می گويد مقامات زندان اوين از برادرش خواسته اند در مقابل دوربين اعتراف کند و می افزايد: « تا اين ساعت برادرم را مجبور کرده اند که اعتراف کند اما او تا کنون قبول نکرده است.»از سوی ديگر محمد علی دادخواه، حقوقدان و وکيل مدافع مجيد توکلی و برخی ديگر از دانشجويان بازداشت شده، می گويد در نظام حقوقی ايران هر نوع اقرار که از طريق شکنجه و فشارهای روانی اخذ شود، اعتبار قضايی ندارد.او می افزايد: « در مواردی که خلاف اين موضوع عمل شده است، ما هيچ حجت و دليل و اعتباری نمی توانيم به چنين اقراری قائل شويم. فارغ از اين، شکنجه در نظام بين المللی مردود و محکوم است و هرگز نمی توانيم يک پرونده را بر مبنای اقاريری که بوسيله شکنجه و آزار متهم تهيه شده، قرار دهيم.»محمد علی دادخواه در ادامه می گويد تاکنون به او اجازه داده نشده با موکلانش ديدار کند. از سوی ديگر خانواده های ۱۶ دانشجوی بازداشت شده عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت و ادوار تحکيم وحدت در سه نامه سرگشاده به رييس دادگستری تهران، رييس دادسرای دادگاه انقلاب اسلامی و رييس کميسيون اصل نود مجلس شورای اسلامی، از وضعيت بازداشت شدگان ابراز نگرانی کرده و ضمن اينکه خواستار اعلام اتهام و محل نگهداری آنها شده اند، از اين مقامات خواسته اند امکان ملاقات آنها با فرزندانشان را فراهم کنند.
انجمن اسلامي دانشجويان تربيت معلم (تاسيس 1349) اخراج كاووسيان را محكوم كرد
انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تربيت معلم (تاسيس 1349) در بيانيهاي محروميت «جواد كاووسيان» استاد اين دانشگاه از تحصيل و تدريس را محكوم كرد.در اين بيانيه با ابراز تاسف و محكوميت اين اقدام، به دولت توصيه شده است كه بهجاي انتقاد از خارجيها، كمي هم به خود بيايند. همچنين «مويد صادقيان»، دبيركل انجمن اسلامي دانشگاه تربيت معلم تاسيس (1349) در گفتوگو با خبرنگار «ايلنا»، گفت: جواد كاووسيان، عضو اسبق انجمن اسلامي دانشجويان تربيت معلم و پژوهشگر نمونه و رتبه اول دكتراي روانشناسي به دليل فعاليت در انجمن اسلامي از ادامه تحصيل و تدريس منع شد، در حالي كه وي هيچ تخلفي نداشته است و هيچ حكم انضباطي و قضايي نيز ندارد.وي با بيان اينكه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تربيت معلم (تاسيس 1349) اين اقدام را محكوم ميكند، گفت: ضمن محكوم كردن برخورد با استادان آزادانديش، دگرانديش و خيرخواه، از دانشجويان و دانشگاهيان آگاه ميخواهيم در مقابل موضوع انقلاب فرهنگي دوم كوتاه نيابند و از آرمانهاي خود كه همان آگاهيبخشي و نقادي است، دفاع كنند.
چرا بلاتكليفي دانشجو
تو نميداني كه غريو يك عظمت
وقتيكه در شكنجه ي يك شكست نمي نالد
چه كوهي است
تو نميداني نگاه بي مژه محكوم يك اطمينان
وقتيكه در چشم حاكم يك هراس چيره ميشود
چه دريايي اسست
تو نميداني كه مردن
وقتيكه انسان مرگ را شكست داه است
چه زندگي است
تو نميداني زندگي چيست فتح چيست !!!!!
نميدانم شما تا حالا به اين فكر كرده ايد كه چرا سران حكومت براي دانشجويان دستگير شده از تاكتيك بلا تكليفي استفاده ميكنند ؟! و مدتها است كه آنها را در زندان نگاه داشته اند , ولي مشخص نميكنند كه به چه جرم واقعي و چه مدت بايد اين ديوارهاي آهني را تحمل كنند. دولت مهروزي كه از سركوبي و اخراج مخالفانش از دانشگاه لحظه اي درنگ نميكند راستي ديگر چرا آنها را بلاتكليف گذاشته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به طور يقين دانشجو آينه تمام نمايي كه درآن ساير بحرانهاي جامعه را ميتوان ديد دانشجوياني كه رو در روي نظام حاكم ايستاده اند و پايداري كرده اند و به تمام اقشارجامعه آموختند كه زير ظلم نميتوان سرخم كرد و بايد كه براين جبرزمانه شوريد و تسليم نشد.,دولت اقتدارگر براي اينكه روحيه مقاوم آنها را درهم بشكند وقيتكه از تمامي شكنجه هاي جسمي به مقصود خود نرسيد و درعوض از عزم واراده و پايداري دانشجويان, شكست و خوار و خفيف شد. براي جبران آن, با شكنجه روحي بسا سختر از قبل وارد شد . و درنظر داشت كه دانشجويان را متزلزل كند ومجبورش كنند به گناهي ناكرده اعتراف كند . آري ياران آزاديخواهمان که هدفي جز زندگي شايسته و آزاد براي خود و ديگران در سر ندارند بايد بدين جرم زندان را تحمل كنند.
به راستي اگر نگاه اجمالي از ابتداي جنبش دانشجويي تا كنون بيفكنيم مبينيم كه دانشجويان در تمامي انقلابات مردمي نقش به سزاي داشتند به عنوان تنها گروهي كه باتمام وجود در برابر ظلم و نا برابري ايستادگي كردند و مشعل آزادي را همواره روشن نگاه داشتند
16 آذر سال 32 قند چي و بزرگ نياو شريعت رضوي بذر عدالت و آزادي خواهي را در صحن مقدس دانشگاه كاشتند و با خون خود آبياري كردن و اين نهال در طول اين ساليان هر چه تنومند تر شد به جوي خون بيشتري نياز داشت و هزينه آن را دانشجويان در اين چند دهه با خون و رنج و شكنجه و اسارت خود دادند , هر چند كه امروزه اين درخت بسيار محكم و استوار است و ريشه هاي بسا عميقي در دل خاك ايران دارد اما از آنطرف چون آزادي عقيده و بيان , و در كل آزادي، گرانبهاترين جواهر دنيا و پرقيمتترين الماس سرخرنگ در گنجينهٌ وجود و تاريخ است و وجه مميزه هويت انساني پس به بهرايگان بهدست نميآيد. بايد آنرا با خونها رنجها و شكنجه ها و پاكبازي ها بهدست آورد. و امروز هم ياران دانشجوي ما دارند تاوان اين الماس گرانبها را ميدهند با اعتصاب غذا با تحمل شكنجه و ضرب و شتم و شب بيداري و تهديد و ارعاب.
امروز 6 تن از ياران مان علاوه بر شكنجه هاي روحي و جسمي, روزها ست كه دست به اعتصاب غذا زده اند, وظيفه ما دربرابر اين ياران مقاوم اين است كه نگذاريم “نااميدي” و “ياس” بر فضاي جامعه متحول ايران و ذهن و روح آزاديخواهان سايه افكندو اميد بههر تحولي را از در اذهان غير ممكن جلوه دهد كه اين بزرگترين هدف اقتدار گرايان حاکم است آري برماست با عزمي جزم براي آزادي دوستان دربندمان تلاش كنيم و با روشن نگاه داشتن مشعل آزاديخواهي و مقابله با حاکم شدن فضاي خفقان کشور اجازه ندهيم روح اميد به فرداي بهتر از ذهن وضمير همگان پاك شود.
بيانيه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميرکبير در اعتراض به سرکوب گسترده فعالان دانشجويي و آزاديخواهان:
اجازه نمي دهيم خواب بازگشت کشور به سال هاي تلخ دهه ۶۰ تعبير شود
مشت مي کوبم بر در
پنجه مي سايم بر پنجره ها
من دچار خفقانم خفقان
من به تنگ آمده ام از همه چيز
بگذاريد هواري بزنم
مي خواهم فرياد بلندي بکشم
که صدايم به شما هم برسد
من هوارم را سر خواهم داد
چاره درد مرا بايد اين داد کند
از شما خفته چند
چه کسي مي آيد با من فرياد کند…
روزگار غريبي است.روزگاري که سنگها را بسته اند و سگها را رها کرده اند. اين روزها زتند باد حوادث نمي توان ديدن در اين چمن که گلي بوده است ياسمني. کثيري از ياران آزاديخواهمان که خواستي جز زندگي شايسته و آزاد براي خود و ديگران ندارند بدين جرم در بندند و باقي تلخکامانه شاهد بي خردي و انسان ستيزي حاکمان اين ديار و در دل زمزمه مي کنند :
هوا دلگير ، درها بسته ، سرها در گريبان ، دستها پنهان
نفسها ابر ، دلها خسته و غمگين
درختان اسکلتهاي بلور آجين
زمين دلمرده ، سقف آسمان کوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است!
آري روزگار، روزگار سرماي زمستان است و کامها به زهر کين کينه توزان تماميت خواه به تلخي آغشته و طعم شيرين آزادي و عدالت از يادها رفته.ناخداي استبداد دلخوشانه و شاد کمر همت به نابودي حريت بسته است و بي هيچ شرمي شمشير را از رو بسته و آشکارا در ميانه ميدان هل من مبارز مي طلبد.
روزي به انتقام فرياد اعتراض دانشجويان بر سر رييس دولت مهرورز جمهوري اسلامي و پس از ناکامي مريدان حلقه به گوش قدرت در مسند رياست دانشگاه در سرکوب و قلع و قمع و ريشه کن کردن نهال آزاديخواهي پلي تکنيک به حيله و ناجوانمردي و رذالت نشريات دانشجويان مظلوم را جعل مي کنند و سپس در کوي و برزن فرياد سر مي دهند که پيشاپيش “يقين” داريم که کار، کار دانشجويان است و صدالبته چون انبانشان از سند و مدرک و برهان تهي است و خود نيک مي دانند که اگر مثقالي عدالت و قضاوت و شرافت در کار باشد اين خود آنانند که متهم اصلي غائله خواهند بود و دامان دانشجويان از اين تهمت پاک، ياران شکنجه گرشان را به مدد مي گيرند تا مگر دانشجويان را تحت فشار و شکنجه و ارعاب به ارتکاب به گناه ناکرده معترف کنند و اين اعتراف را به درگاه اربابانشان هديه کنند و از آن بهانه سرکوب هاي آينده را بسازند وسياست النصر بالرعب خود را بيشتر پيش برند.
روز ديگر و زماني که اين حربه ناجوانمردانه خود را در برابر مقاومت دانشجويان و شجاعت جمع چند نفره شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت کارساز نمي يابند و آنان به نمايندگي از پيکره زخم خورده جنبش دانشجويي ايران و در روزي که نماد مظلوميت دانشجويان و سمبل توحش و درندگي اقتدارگرايان است يعني ۱۸ تيرماه تحصني چند نفره و مسالمت آميز را در دفاع از برادران دربندشان برگزار مي کنند، چاره کار را در ربودن آنان مي يابند و روز روشن آنها را با ضرب و شتم به دانشگاه اوين! منتقل مي کنند و باز به همين هم اکتفا نمي کنند و مغول وار و کف به دهان آورده با گلوله و باتوم وشلاق به دفتر يک حزب قانوني يورش مي برند ، به ضرب گلوله در مي شکنند و حرمت انسانيت مي درند و جمعي از بهترين فرزندان ايران زمين را راهي محبس مي کنند.
و اينک ما مانده ايم و دانشگاههايي ويران و زندان هايي آباد . چه جاي دانشگاه است بهتر است بگوييم قربانگاه. دستپخت دولت مهرورز و عدالت پرور که الحق و الانصاف در تقسيم ظلم و سرکوب ، انصاف و عدالت را رعايت مي کند وسهم هيچ کس را از ياد نمي برد.هيچ جاي دنيا با دانشگاهيان و دانشجويان خود چنين نمي کنند که در اين ملک مي کنند.دانشگاههاي ايران امروز تاوان خردستيزي جرياني را مي پردازد که با دو ابزار دروغ پراکني سازمان يافته و سرکوب و تهديد و تحديد لجام گسيخته به باز گرداندن جامعه ايران به سالهاي تاريک دهه ۶۰ مي انديشد و در اين راه تاب تحمل صداي هيچ مخالف و منتقدي را ندارد.
اشغال کنندگان امروز جايگاه قدرت در ايران هرچند در ابتدا سعي بر آن داشتند تا با گرفتن ژست هاي مردم فريبانه و وعده هاي دروغين و لبخندهاي ساختگي به گونه اي وانمود کنند که نسبتي با سرکوب ندارند و همه اين شايعات را به دشمن موهوم و خيالي نسبت مي دادند اما با گذر زمان و آشکار شدن ماهيت پليد انديشه مستبدانه شان از يک سو و ناتوانيشان در اداره امور اوليه و بديهي جامعه از سوي ديگر و از آنجا که نه جامعه ايران جامعه ۲ دهه پيش است و نه دوران، دوران سکوت مردم در برابر زورگويي و تماميت خواهي،چاره اي جز استفاده آشکار و گسترده از ابزار زور و سرکوب در راه رسيدن به سراب خام خود نيافتند. هم از اين رو بود که تاوان اعتراضات همه صنوف از معلم و کارگر تا استاد و دانشجو باتوم و زندان شد و براي زهر چشم گرفتن از جامعه و پيش گيري از هر اعتراضي زنان و جوانان کشور هم هر يک شاهد تحقير گسترده و سازمان يافته خود از سوي نيروي سرکوب حاکميت شدند. صدالبته دانشجويان و دانشگاهيان به جرم روشن نگاه داشتن مشعل انتقاد و مخالفت با حجت شرعي براي استبداد تراشيدن بيش از همه به زحمت حاکمان نابخرد گرفتار آمدند.
اما در ميانه اين همه سرکوب و بي عدالتي از ربودن و دربند کردن دانشجويان تا شکنجه و ضرب و شتم و شب بيداري و تهديد و ارعاب آنان نبايد از ياد برد که بزرگترين هدف تاريک اندشان حاکم کردن “نااميدي” و “ياس” بر فضاي جامعه تحول خواه ايران است. شب نهاداني که ايده ها و اعمالشان ريشه در جمود و ايستايي قرون وسطايي دارد با خود مي انديشند که با تند کردن هر چه بيشتر برخورد ها و سنگين کردن فضاي فعاليت هاي مدني مي توانند نااميدي را در ذهن و روح آزاديخواهان حاکم کنند و اميد به هر تحولي را از اذهان بزدايند.
بي شک روزگار نااميدي حساس ترين مقطع تاريخ هر جامعه اي است.از اينجاست که يا بر مي خيزند با عزمي جزم، اميدي برقرار و همتي بلند يا فرو مي افتند و آرمان ها و مطالباتشان با گزدش ايام گرد فراموشي مي گيرد و تنها يادي از آنها در تاريخ باقي خواهد ماند. پس امروز بر ما است که با تلاش و پي گيري مستمربراي آزادي دوستان دربندمان که تاوان استقلال خود از درگاه قدرت را مي پردازند و روشن نگاه داشتن چرغ آزاديخواهي و مقابله با حاکم شدن فضاي پليسي-امنيتي بر کشور اجازه ندهيم اميد شوم تاريک انديشان در نااميد کردن همگان از تحول به نفع حاکميت آزادي و تحقق دموکراسي به بار بنشيند و ابليس پيروز مست سور عزاي آزادي را به سفره بنشيند. ما در کنار ساير ياران دبستانيمان و جامعه تحول خواه و پوياي ايران اجازه نخواهيم داد آنان که سوداي خام حقنه کردن سالهاي تلخ و تيره دهه ۶۰ به جامعه را در سر مي پرورند بار ديگر جامعه را بدان روزگار تلخ بازگردانند.
در پايان انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميرکبير ضمن محکوم کردن بازداشت اعضاي شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت و اعضاAي سازمان دانش آموختگاه ايران اسلامي و ابراز نگراني نسبت به اخبار شکنجه و ضرب و شتم شديد آنان دربند ۲۰۹ اوين براي اخذ اعترافات دروغين، اعلام مي کند تا آزادي تمامي بازداشت شدگان ۱۸ تيرماه ۸۶ از پاي نخواهد نشست و با تمامي توان در کنار آنان مي ايستد و براي آزاديشان تلاش خواهد کرد.
گمان مبر که به پايان رسيده کار مغان هزار باده ناخورده در رگ تاک است
انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي اميرکبير
(پلي تکنيک تهران)